departmentalize
معنی فارسی
بچند قسمت کردن چند شعبه کردن.
معنی کامل و مثالها
/-īz´/vt.
● (به بخشها یا ادارات کوچکتر تقسیم کردن) فرشیمبندی کردن، بخشبندی کردن، بخش بخش کردن
بچند قسمت کردن چند شعبه کردن.
/-īz´/vt.
● (به بخشها یا ادارات کوچکتر تقسیم کردن) فرشیمبندی کردن، بخشبندی کردن، بخش بخش کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن