departure station معنی فارسی مبداء حرکت واژههای دیگر با معنی «مبداء حرکت» control surface angle زاويه بين مبداء سنجش حرکت سطوح کنترل و، وتر سطح ثابت يا محور طولي هواپيما phase line خط خيز، خط مبداء حرکت جنگي