dependancy معنی فارسی چيزي که وابسته بچيزديگراست ، تابع ، بستگي واژههای دیگر با معنی «چيزي که وابسته بچيزديگراست» dependencies چيزي که وابسته بچيزديگراست، تابع، بستگي dependency چيزي که وابسته بچيزديگراست، تابع، بستگي