دیکشنری فارسی

depersonalize

UKdipəːsənəlaiz

معنی فارسی

فاقد شخصيت کردن بي شخصيت کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/dē pu_r´sǝn ǝl īz´/vt.

● فردیت‌زدایی کردن، تشخص زدایی کردن، کیستی زدایی کردن

* depersonalization, n.

فردیت زدایی، کیستی زدایی

تعریف انگلیسی

verb
  1. make impersonal or present as an object “Will computers depersonalize human interactions?” “Pornography objectifies women” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن