دیکشنری فارسی

deplane

معنی فارسی

از هواپيما پياده شدن.

معنی کامل و مثال‌ها

/dē plān´, dē´-/vi.

● (از هواپیما) پیاده شدن، (هواپیما را) ترک کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. get off an airplane “Somebody ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن