deployed USdıp'lɔıd معنی فارسی مستقر شده گسترش ?افته واژههای دیگر با معنی «مستقر شده» vectored attacks تک هدايت شده هواپيما به هدف، تک غير مستقيم هواپيما به هدف با استفاده، از هدايت يک يکان زميني مستقر دراطراف هدف vested قطعي، بي شرط، مقرر