deplume
معنی فارسی
پرکندن ، ازبزرگي ياجاه ودولت انداختن
معنی کامل و مثالها
/dē plōōm´, dē´plōōm´/vt.
● (پرنده را) پرکندن، بیپر کردن
● (مجازی) از شان و بزرگی انداختن، پر کسی را چیدن، خوار و زبون کردن، از باد و فیس انداختن
تعریف انگلیسی
verb
- strip of honors, possessions, or attributes “Somebody ----s somebody” “Something ----s somebody”
- strip of feathers “pull a chicken” “pluck the capon” “Somebody ----s something”