depoliticize
معنی فارسی
سياست زدايي کردن،
از سياست به دور نگهداشتن
معنی کامل و مثالها
/dē´pǝ lit´ǝ sīz´/vt.
● سیاست زدایی کردن، از سیاست به دور نگهداشتن
they decided to depoliticize the subject of addiction
آنها تصمیم گرفتند موضوع اعتیاد را از سیاست مجزا نگهدارند.