دیکشنری فارسی

depoliticize

معنی فارسی

سياست زدايي کردن،

از سياست به دور نگهداشتن

معنی کامل و مثال‌ها

/dē´pǝ lit´ǝ sīz´/vt.

● سیاست زدایی کردن، از سیاست به دور نگهداشتن

they decided to depoliticize the subject of addiction

آنها تصمیم گرفتند موضوع اعتیاد را از سیاست مجزا نگه‌دارند.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن