دیکشنری فارسی

deponent

معنی فارسی

درظاهرمجهول ودرمعني معلوم گواهي نويس

معنی کامل و مثال‌ها

/dē pōn´ǝnt, di-/adj., n.

● (دستور زبان یونانی و لاتین) وابسته به افعال دارای وجه مجهول یا میانی

● (دستور زبان) مجهول‌نما

● (حقوق) استشهاددهنده، گواه (که با سوگند و امضا شهادت می‌دهد) (بازگشت به : affiant)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a person who testifies or gives a deposition

مترادف‌ها

noun
Witness (who makes oath to a written statement).

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن