دیکشنری فارسی

deportable

معنی فارسی

قابل تبعيد. مستلزم اخراج مستحق اخراج

معنی کامل و مثال‌ها

/-ǝ bel/adj.

اخراج‌پذیر (از کشور میزبان)

(خطا یا گناه) مستلزم اخراج، مستحق اخراج

واژه‌های دیگر با معنی «قابل تبعيد.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن