deportable
معنی فارسی
قابل تبعيد. مستلزم اخراج مستحق اخراج
معنی کامل و مثالها
/-ǝ bel/adj.
● اخراجپذیر (از کشور میزبان)
● (خطا یا گناه) مستلزم اخراج، مستحق اخراج
قابل تبعيد. مستلزم اخراج مستحق اخراج
/-ǝ bel/adj.
● اخراجپذیر (از کشور میزبان)
● (خطا یا گناه) مستلزم اخراج، مستحق اخراج
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن