دیکشنری فارسی

depressant

UKdipresnt USdıp'resənt

معنی فارسی

عامل پريشاني، دژم ساز،

عامل کاهش دهنده فعاليت بدني

معنی کامل و مثال‌ها

/dē pres´ǝnt, di-/adj.

(دارو) افسرده‌گر، کندساز، آرامبخش (کاهنده‌ی میزان فعالیت اعصاب یا عضلات)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن