دیکشنری فارسی

depressant

UKdipresnt USdıp'resənt

معنی فارسی

عامل پريشاني، دژم ساز،

عامل کاهش دهنده فعاليت بدني

معنی کامل و مثال‌ها

/dē pres´ǝnt, di-/adj.

● (دارو) افسرده‌گر، کندساز، آرامبخش (کاهنده‌ی میزان فعالیت اعصاب یا عضلات)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a drug that reduces excitability and calms a person
  2. capable of depressing physiological or psychological activity or response by a chemical agent

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن