depressomotor
معنی فارسی
جنبشکاه کندساز داروي جنبشکاه
معنی کامل و مثالها
/di pres´ō mōt´ǝr/adj., n.
● (داروسازی - کاهندهی فعالیت جنبشی اندام) جنبشکاه، کندساز
● داروی جنبشکاه
جنبشکاه کندساز داروي جنبشکاه
/di pres´ō mōt´ǝr/adj., n.
● (داروسازی - کاهندهی فعالیت جنبشی اندام) جنبشکاه، کندساز
● داروی جنبشکاه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن