depressor
معنی فارسی
ماهيچه فروکش
معنی کامل و مثالها
/dē pres´ǝr, di-/n.
● (شخص یا چیزی که به پایین فشار میدهد) فروفشار، فشارنده، فشارگر، فشارآور
● (کالبدشناسی) عضلهی پایین برنده، فروفشارنده، زیربر، فروبرنده
● (جراحی - اسبابی که کنار میزند) کنارزن، کنارکشنده، راهگشا
a tongue depressor
اسباب برای کنار کشیدن زبان
● (کالبدشناسی - عصبی که در صورت انگیزش فعالیت بخشی از بدن را کم میکند) کنشکاه
تعریف انگلیسی
noun
- any skeletal muscle that draws a body part down
- any nerve whose activity tends to reduce the activity or tone of the body part it serves
- a device used by physician to press a part down or aside