deprogram
معنی فارسی
برنامه زدايي کردن
معنی کامل و مثالها
/dē prō´gram´,-grǝm/vt.
● برنامهزدایی کردن (زدودن اعتقاداتی که در اثر تبلیغ یا شستشوی مغزی در کسی ایجاد شده است)
برنامه زدايي کردن
/dē prō´gram´,-grǝm/vt.
● برنامهزدایی کردن (زدودن اعتقاداتی که در اثر تبلیغ یا شستشوی مغزی در کسی ایجاد شده است)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن