depuratory معنی فارسی پالاينده صاف کننده تصفيه کننده واژههای دیگر با معنی «پالاينده» depurative پالاينده، صاف کننده، تصفيه کننده refiner پالاينده، کارگر پالايشگاه، قالگر defecator پالاينده، صاف کننده، صافي finer پالاينده، کارگرپالايشگاه depurator پالاينده، تصفيه کننده