deputy-governor معنی فارسی بخش دار نايب الحکومه واژههای دیگر با معنی «بخش دار» compartmentalize به بخشهاي کوچکتر تقسيم کردن، اتاق اتاق کردن، کوپه بندي کردن ampulla بطري گرد و داراي دو دسته، تنگ دسته دار، کيسه breakfront دماغه دار، آنچه که بخش جلو آن برآمدگي داشته باشد، برآمده terminating پايان دار، پايان بخش.