derailment
UKdireilmənt
USdıə'reılmənt
معنی فارسی
بيرون افتادگي ازخط
بيرون افتادگي ازخط
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن