dermatoid معنی فارسی پوست مانند مترادفها adjective Skin like. واژههای دیگر با معنی «پوست مانند» crusty پوست مانند، سخت، تند dermoid پوست مانند، پوستسان، شبه پوستي marking رنگ زني به پر و پوست و مانند آنها، نشان گذاري crustaceous پوستي، پوست مانند، پوست دار parchmenty پوستي، پوست مانند dermoidal داراي ساختمان پوستي و بافت هاي زير، پوستي، شبيه پوست sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي leather-back لاک پشت بسيار بزرگ دريايي که پوست کاسه اش، مانند چرم است papilloma بزرگ شدن برامدگي هاي پوست، زگيل و مانند انها chaffy کاه دار، کاه مانند، پوست دار