دیکشنری فارسی

dermatology

UKdəːmətɔlədʒiː US'də:mə'tɔlədʒı

معنی فارسی

پوست شناسي ، علم ناخوشي هاي پوستي ،

علم امراض جلدي

معنی کامل و مثال‌ها

/du_r´mǝ täl´ǝ jē/n.

● (بخشی از پزشکی که با بیماری‌های پوست سرو کار دارد) پوست پزشکی

* dermatologist, n.

پوست پزشکی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the branch of medicine dealing with the skin and its diseases

واژه‌های دیگر با معنی «پوست شناسي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن