دیکشنری فارسی

dermatophyte

معنی فارسی

پوست روي پوست رست

معنی کامل و مثال‌ها

/du_r´mǝ tō fīt´/n.

● (زیست‌شناسی) پوست روی، پوست رست

واژه‌های دیگر با معنی «پوست روي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن