derogatory
UKdirɔgətriː
USdə'rɔgə'tɔ:rı
معنی فارسی
خفت اور رسوايي اور زيان رساننده
معنی کامل و مثالها
/di räg´ǝ tôr´ē/adj.
● بیآبروکننده، تحقیر کننده، خوار کننده، خفتآمیز، موهن، کاهنده (ی آبرو و مقام) (derogative هم میگویند)
he made derogatory remarks about you
او دربارهی شما حرفهای توهین آمیزی زد.
مترادفها
adjective
Detracting, dishonoring, depreciative, disparaging.