دیکشنری فارسی

derogatory

UKdirɔgətriː USdə'rɔgə'tɔ:rı

معنی فارسی

خفت اور رسوايي اور زيان رساننده

معنی کامل و مثال‌ها

/di räg´ǝ tôr´ē/adj.

بی‌آبروکننده، تحقیر کننده، خوار کننده، خفت‌آمیز، موهن، کاهنده (ی آبرو و مقام) (derogative هم می‌گویند)

he made derogatory remarks about you

او درباره‌ی شما حرف‌های توهین آمیزی زد.

مترادف‌ها

adjective
Detracting, dishonoring, depreciative, disparaging.

واژه‌های دیگر با معنی «خفت اور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن