دیکشنری فارسی

desalt

UKdiːsɔːlt

معنی فارسی

نمک گرفتن از، نمک گيري کردن از.

معنی کامل و مثال‌ها

/dē sôlt´, dē´/vt.

● نمک‌زدایی کردن (به ویژه از آب دریا)

تعریف انگلیسی

verb
  1. remove salt from “desalinate water” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن