desalt
UKdiːsɔːlt
معنی فارسی
نمک گرفتن از، نمک گيري کردن از.
معنی کامل و مثالها
/dē sôlt´, dē´/vt.
● نمکزدایی کردن (به ویژه از آب دریا)
تعریف انگلیسی
verb
- remove salt from “desalinate water” “Somebody ----s something”