descendanbts of the family or tribe معنی فارسی بني واژههای دیگر با معنی «بني» Omayyad بني اميه israelitish وابسته به (بني) اسرائيل، اسرائيلي prophets کتب انبياء بني اسرائيل. sabbatic year سال هفتم درهرهفت سال که بني اسرائيل، ....ازادميکردند، سال تعطيل sanhedrim سهندرين :دادگاه وشوراي عالي بني اسرائيل، دراورشليم درزمانهاي پيشين zionistic (هواخواهي از) اصول تمرکز دادن بني اسرائيل، درفلسطين manna من خوراک آسماني که براي بني اسرائيل در بيابان، آماده بود، حلواي قدرت sons of Adam فرزندان ادم، بني ادم anti-semite مخالف نژاد سامي، دشمن بني اسرائيل rabbinist پيرو خاخام هاياعلماي يهود، معتقد به احاديث بني اسرائيل