desegregate
USdı'segrə'geıt
معنی فارسی
تفکيک زدايي کردن ،
تفکيک نژادي را فسخ کردن
معنی کامل و مثالها
/dē seg´rǝ gāt´/vt.,vi.
● (به ویژه در مورد نژادها) تفکیک زدایی کردن، تفکیک نژادی را فسخ کردن
school desegregation was accomplished with difficulty
منع جداسازی در مدارس به سختی انجام میشد.
تعریف انگلیسی
verb
- open (a place) to members of all races and ethnic groups “This school is completely desegregated” “Somebody ----s something”