دیکشنری فارسی

desegregate

USdı'segrə'geıt

معنی فارسی

تفکيک زدايي کردن ،

تفکيک نژادي را فسخ کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dē seg´rǝ gāt´/vt.,vi.

● (به ویژه در مورد نژادها) تفکیک زدایی کردن، تفکیک نژادی را فسخ کردن

school desegregation was accomplished with difficulty

منع جداسازی در مدارس به سختی انجام می‌شد.

تعریف انگلیسی

verb
  1. open (a place) to members of all races and ethnic groups “This school is completely desegregated” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن