دیکشنری فارسی

desex

معنی فارسی

از مردي افتادن، فاقد قوه جنسي کردن.

معنی کامل و مثال‌ها

/dē seks´, dē´-/vt.

● اعضای تناسلی را برداشتن، ویژگی‌های جنسی کسی را کاستن یا از بین بردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. make infertile “in some countries, people with genetically transmissible disabilites are sterilized” “Somebody ----s somebody”

واژه‌های دیگر با معنی «از مردي افتادن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن