desiccates UKdesikeits معنی فارسی خشک کردن واژههای دیگر با معنی «خشک کردن» torrefy خشک کردن، برشته کردن، بودادن desiccate خشک کردن dry clean خشک شويي کردن، لباس را با بخار تميز کردن. kiln-dry کوره خشک کردن، در کوره، خشکانيدن kiln dry کوره خشک کردن، درکوره خشکانيدن dry grinding آسيا کردن خشک air-dry با هوا خشک کردن saveloy سوسيگ خشک کردن. oven dry در تنور خشک کردن، کوره خشک کردن vaccum drying خشک کردن در خلاء