دیکشنری فارسی

desiderate

معنی فارسی

ارزوکردن ، نبودن (چيزي را) احساس کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/di zid´ǝr āt´/vt.

خواستن، خواستار بودن، آرزو کردن، غنج زدن

مترادف‌ها

verb active
Desire, want, miss, lack, feel the want of.

واژه‌های دیگر با معنی «ارزوکردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن