desideration معنی فارسی ارزو خواسته . واژههای دیگر با معنی «ارزو» appetency ارزو، اشتياق، تمايل. wishing ارزو، خواسته، چيزي که ارزو ميشود aspirer ارزو کننده، مشتاق. one's heart'st d. دلخواه، ارزو، کام hankering هوس، ارزو will less غير داوطلبانه، بي ارزو. pantingly نفس زنان، ارزو کنان wisher خواستار، ارزو کننده . thirst تشنگي، عطش، ارزو thirstiness تشنگي، عطش، ارزو