designative معنی فارسی معرفي کننده اشاره کننده تعيين کننده واژههای دیگر با معنی «معرفي کننده» representer معرفي کننده . agent authentication معرفي قسمت مخابره کننده، اعلام معرف مخابره کننده toastmistress بانوي معرفي کننده ناطق سر ميز غذا. nominator نامزد کننده، معرفي کننده presenter ارائه کننده، معرفي کننده . presentor ارائه کننده، معرفي کننده . nuncupative زباني، شفاهي، معرفي کننده nuncupatory زباني، شفاهي، معرفي کننده