desmoid
معنی فارسی
رباطي
معنی کامل و مثالها
/-moid´/adj.
● (کالبدشناسی) وابسته به رباط (یابندینه یا لیگمان)، رباطی، بندینهیی
● لیفی، رشتهرشته (مانند بافت برخی غدهها)
رباطي
/-moid´/adj.
● (کالبدشناسی) وابسته به رباط (یابندینه یا لیگمان)، رباطی، بندینهیی
● لیفی، رشتهرشته (مانند بافت برخی غدهها)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن