despiteful
معنی فارسی
کينه دار داراي حس دشمني غرض دار مبني برکينه
معنی کامل و مثالها
/-fǝl/adj.
● (قدیمی) کینهتوز، بدجنس
کينه دار داراي حس دشمني غرض دار مبني برکينه
/-fǝl/adj.
● (قدیمی) کینهتوز، بدجنس
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن