دیکشنری فارسی

despondency

UKdispɔndənsiː USdıs'pɔndənsı

معنی فارسی

افسرده دلسرد پکر نوميد

معنی کامل و مثال‌ها

/di spän´dǝn sē/n.

(از دست دادن جرات و امید) دلسردی و رعب، ترس و نومیدی، ترس و اندوه، یاس، واهمه، اندوهگینی، قطع امید (despondence هم می‌گویند)

مترادف‌ها

noun
Dejection, discouragement, depression, sadness, gloom, blues, vapors, blue devils, lowness of spirits. See melancholy, noun

واژه‌های دیگر با معنی «افسرده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن