دیکشنری فارسی

destructible

UKdistrʌktəbl

معنی فارسی

فناپذير قابل انهدام ويران شدني

معنی کامل و مثال‌ها

/di struk´tǝ bǝl/adj.

● خراب شدنی، ویرانی‌پذیر، تباه‌پذیر، انهدام پذیر، معدوم شدنی

a house is destructible but the love of God is not

خانه معدوم شدنی است ولی عشق به خدا نه.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. easily destroyed “destructible glassware” “Attrubites: destructibility”

واژه‌های دیگر با معنی «فناپذير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن