destructible
UKdistrʌktəbl
معنی فارسی
فناپذير قابل انهدام ويران شدني
معنی کامل و مثالها
/di struk´tǝ bǝl/adj.
● خراب شدنی، ویرانیپذیر، تباهپذیر، انهدام پذیر، معدوم شدنی
a house is destructible but the love of God is not
خانه معدوم شدنی است ولی عشق به خدا نه.