دیکشنری فارسی

detachable

UKditætʃəbl USdı'tætʃəbəl

معنی فارسی

جداکردني ول شدني قابل انفصال

تعریف انگلیسی

adjective
  1. designed to be unfastened or disconnected without damage “shirts with detachable collars”

واژه‌های دیگر با معنی «جداکردني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن