detached unit معنی فارسی يکان جدا شده يکان مامور شده واژههای دیگر با معنی «يکان جدا شده» split unit يکان جدا شده يا مجزا شده casual detachment يکان جدا شده و منتظر دستور يا ماموريت، قسمت جدا شده