دیکشنری فارسی

detailed

UKdiːteild USdı'teıld

معنی فارسی

مفصل تفصيلي جزء به جزء

معنی کامل و مثال‌ها

/dē´tāld´, di tāld´/adj.

پرجزئیات، مفصل، مشروح، مو به مو، با آب و تاب، پر فرشیم

a detailed plan

نقشه‌ی مشروح (یا مفصل)

واژه‌های دیگر با معنی «مفصل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن