دیکشنری فارسی

deteriorative

معنی فارسی

بدترسازنده فاسدسازنده

معنی کامل و مثال‌ها

/-rāt´iv/adj.

● در حال بد شدن یا کردن، دژگرا، تبهگن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن