determinably
UKditəːminəbliː
معنی فارسی
بر آن شدن تصميم گرفتن مصمم شدن حکم دادن بپايان رسيدن
بر آن شدن تصميم گرفتن مصمم شدن حکم دادن بپايان رسيدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن