پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
determinate problem
معنی فارسی
مسئله ايي که يک يا چندراه حل معين دارد
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن