دیکشنری فارسی

determiner

معنی فارسی

تصميم گيرنده ، مشخص کننده ،

ضمير يا صفت اشاره .

وابسته ي اسم، پيشرو اسم

معنی کامل و مثال‌ها

/dē tu_r´mi nǝr, di-/n.

● تعیین کننده، معین کننده، معلوم کننده، گماردگر

● (دستور زبان) وابسته‌ی اسم، پیشرو اسم (مانند the و this و my)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a determining or causal element or factor “education is an important determinant of one's outlook on life”
  2. an argument that is conclusive
  3. one of a limited class of noun modifiers that determine the referents of noun phrases

واژه‌های دیگر با معنی «تصميم گيرنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن