دیکشنری فارسی

deterministic

UKditəːministik USdı'tə:mə'nıstık

معنی فارسی

جبرگرايانه جبري

تعریف انگلیسی

adjective
  1. an inevitable consequence of antecedent sufficient causes

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن