detonating
UKdetəneitiŋ
US'detə'neıtıŋ
معنی فارسی
آتش گير محترق شونده منفجر سازنده ترکاننده وابسته به انفجار
آتش گير محترق شونده منفجر سازنده ترکاننده وابسته به انفجار
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن