detonation charge معنی فارسی خرج انفجار خرج تلاش واژههای دیگر با معنی «خرج انفجار» breech chamber محفظه خرج انفجار flex-x خرج انفجار ورقه اي، خرج انفجار کتابي plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار، يا خرج تلاش burster course مسير منفجر کننده، مسير انفجار خرج تلاش flash tube لوله حامل جرقه چاشني، لوله رابط چاشني با خرج انفجار sticky charge خرج چسبنده، خرج انفجاري قابل چسباندن در محل انفجار combustion chamber اطاق انفجار (توپخانه)، اطاق خرج