دیکشنری فارسی

detoxicate

معنی کامل و مثال‌ها

/dē täk´si kāt´, dē´/vt.

● رجوع شود به: detoxify

تعریف انگلیسی

verb
  1. remove poison from “detoxify the soil” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن