دیکشنری فارسی

detrain

معنی فارسی

ازقطارپايين کردن ازقطارپايين امدن

معنی کامل و مثال‌ها

/dē trān´, dē´-/vi., vt.

● (از قطار راه‌آهن) پیاده کردن یا شدن

تعریف انگلیسی

verb
  1. leave a train “Somebody ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن