detribalize
معنی فارسی
بي قبيله کردن، از قبيله خود جدا شدن.
معنی کامل و مثالها
/dē trī´bǝl īz´/vi., vt.
● قبیلهزدایی کردن یا شدن
تعریف انگلیسی
verb
- cause members of a tribe to lose their cultural identity “Somebody ----s somebody”