دیکشنری فارسی

detrude

معنی فارسی

بزورپيش بردن فروکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dē trōōd´/vt.

● فرو فشردن

● (با فشار) کنار زدن، برون افکندن

مترادف‌ها

verb active
Depress, lower, sink, drop, thrust down, force down, thrust into (a lower place or state).

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن