دیکشنری فارسی

detumescence

معنی فارسی

فروخوابيدگي

معنی کامل و مثال‌ها

/dē´tōō mes´ǝns,-tyōō-/n.

● شل شدن (به ویژه از شقی افتادن آلت مردی)، خوابیدگی آلت تناسلی مرد

تعریف انگلیسی

noun
  1. diminution of swelling; the subsidence of anything swollen

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن