دیکشنری فارسی

devalue

UKdiːvæljuː USdı'væl'ju:

معنی فارسی

تنزل قيمت دادن ،

از ارزش و شخصيت کسي کاستن.

معنی کامل و مثال‌ها

/dē val´yōō, dē´-/vt.

● (ارزش یا اهمیت چیز یا شخص را کم کردن) ارج‌کاهی کردن، ارزش‌کاهی کردن (devaluate هم می‌گویند)

her childish behavior devalued her in my eyes

رفتار بچگانه‌ی آن زن ارزش او را در نظرم کم کرد.

● (پول و ارز خارجی) ارزکاهی کردن، از برابری (پول) کاستن

تعریف انگلیسی

verb
  1. remove the value from; deprive of its value “Somebody ----s something”
  2. lower the value or quality of “The tear devalues the painting” “Somebody ----s something” “Something ----s something”
  3. lose in value “The dollar depreciated again” “Something ----s”

واژه‌های دیگر با معنی «تنزل قيمت دادن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن