developement معنی فارسی توسعه دادن دولوپمان (شمشيربازي) واژههای دیگر با معنی «توسعه دادن» develop توسعه دادن، بسط دادن، نمودادن developmentally توسعه دادن، بسط دادن، نمودادن overdevelop بيش از حد توسعه دادن، فزون پيشرفت کردن، در استعمال ماده ي ظاهرساز افراط کردن cultivatable کشتن - کشت کردن - توسعه دادن - پرورش دادن -، آماده کردن cultivate کشتن - کشت کردن - توسعه دادن - پرورش دادن -، آماده کردن bionics مطالعه سيستمهاي زنده به منظور ارتباط، دادن ويژگي ها و اعمال آنها به توسعه، سخت افزار مکانيکي و الکترونيکي expand منبسط کردن، انبساط دادن، توسعه دادن enrich دولتمندکردن، داراکردن، توسعه دادن amplified وسعت دادن، فراخ کردن، گشايش دادن amplifies وسعت دادن، فراخ کردن، گشايش دادن